report search
پارسی خوان

Tomorrow

بله. یکی از اهداف سال جدیدم رو یک هفته اس دارم بهش عمل میکنم و نسبت ب نتیجه اش خوشبینم. بیش از حد خوش بین! اگه تعطیلات اجباری ادامه پیدا کنه، اراده ...

بله. یکی از اهداف سال جدیدم رو یک هفته اس دارم بهش عمل میکنم و نسبت ب نتیجه اش خوشبینم. بیش از حد خوش بین! اگه تعطیلات اجباری ادامه پیدا کنه، اراده الانم رو داشته باشم، کسی حالم رو بد نکنه و pms سختی رو تجربه نکنم، میتونم همینجوری ادامه بدم و اتفاقات خوبی برام بیفته:) ان‌شالله.

 

به تیلر سوییفت بیش از پیش علاقه‌مند شدم. درحدی ک دوباره البوم لاورش رو دان کردم و شدیدن دارم ازش لذت میبرم :)  بالاخره یه ترک از ۱۹۷۵ پیدا کردم ک دوست دارم:)) کار دست سازه هام رو دارم با استرس و علاقه و ایده های جدید دنبال میکنم و با وجود اینکه گاهی بخاطرش خجالت‌زده میشم، ولی از اینکه در راهی دارم تلاش میکنم لذت میبرم:) و همچنین در یک حرکت انتهاری، یک عدد کیف kanken برای خودم خریدم و از ته دلم خیلی خوشحالم بخاطرش! حس میکنم کم کم دارم استایل خودمو پیدا میکنم:))

میدونی، من ب صورت کلی عادم خوش‌صحبتی هستم اما با عادم درستش... ینی بحث پیش بره، منم باهاش پیش میرم ولی فکر نمیکنم "پرحرف" باشم!(مردم باید بگن البت) درکل ب طرف مقابلم بستگی داره و اون باید یخم رو اب کنه. من قدم اول رو برنمیدارم( بخاطر ی اتفاق در بچگی). اما از اون طرف از اینکه طرف مقابل هم هی بیاد بگه صحبت کن، حرف بزن، از خودت بگو، تو تعریف کن و ...خوشم نمیاد، احساس ناامنی میکنم! معمولا و خیلی وقتا ب گذشته یک رابطه نگاه میکنم و اگه من کسی باشم ک داعم درحال صحبت کردن، خبر دادن و درد دل کردنم شدیدن احساس خ بدی پیدا میکنم ولی نمیتونم اون رابطه رو تموم کنم... ب ی نقطه خیلی بدی میرسم. ب طرف مقابل هیچی نمیتونم بگم و هی همه چیز رو تو ذهن خودم مرور میکنم ک چی‌شد اینجوری شد... شدیدن نیاز دارم ک این مشکلم رو رفع کنم ولی دقیقا نمیدونم چجوری! الان هم ک خودم و فکرام تنهام این اتفاقا بدتر شده... کلن اوضاع فاکد عاپیه!

رفته بودیم تو مغازه پارچه فروشی... بعد داشتیم پارچه هارو نگاه میکردیم عاقای مغازه دار رفت بیرون و چند لحظه بعد برگشت و ماسک زده بود. ما چیزی رو نپسندیدیم و داشتیم میرفتیم بیرون ک گفت چی میخاستین و اینا، ی پارچه اورد و گذاشت رو پیشخون و من عاشق پارچه هه شدم... داشتیم با مامان و عاقاهه صحبت میکردیم ک یهو یچیزی گفت ک خنده دار بود، من داشتم میخندیدم و نگاهش کردم، یهو چشماشو دیدم. اوه. مای.گاد. چشماش... بعد بدی ماجرا اینه ک چون کل صورتشو بخاطر ماسک نمیتونستم ببینم، انگار هرباری ک نگاهش میکردم چشماش بُلد تر میشد:))  

روز خوبی بود... ایام خوبیه:))


برچسب ها:

رو

-

میکنم

-

یک

-

پیدا

-

ولی

-

پارچه

-

بیش از

-

لذت میبرم

-

از اینکه

-

پیدا میکنم

-

طرف مقابل

-

مشاهده منبع